پنجره
روي سکوي کناره پنجره
همه شب جاي منه
چند ورق کاغذ و يک دونه قلم
هميشه يار منه
کاغذاي خط خطي
از کنار در باز پنجره
ميپرن توي کوچه
سر حال از اينکه آزاد شدن
نمي دونن که اسير دل سنگ باد شدن
ديگه بيداري شب عادتمه
همدم سکوت تنهايي من
تيک تيک ساعتمه
حالا من موندم و يک دونه ورق
که اونم از اسم تو سياه میشه
همه چيم تو زندگي
آخرش به پاي تو هدر ميشه
چشمونم، فاصله رو از پنجره ديد ميزنه
دلم اسم تو رو فرياد ميزنه
دراي پنجره رو تا انتها باز مي کنم
تو خيالم با تو پرواز ميکنم
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 20:30  توسط مهدی
|
پرسه
بارونو دوست دارم هنوز
چون تو رو یادم میاره
حس میکنم پیش منی
وقتی که بارون میباره
بارونو دوست دارم هنوز
بدون چتر و سرپناه
وقتی که حرفای دلم
جا میگیرند توی یه آه
شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون
شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون
بارونو دوست داشتی یه روز
تو خلوت پیاده رو
پرسه پاییزی ما
مرداد داغ دست تو
بارونو دوست داشتی یه روز
عزیز هم پرسه ي من
بیا دوباره پا به پام
تو کوچه ها قدم بزن
شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون
شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 20:29  توسط مهدی
|
بارون
تو بارون رسیدی با چشمای خیست
با دستای گرمِ ستاره نویست
تو بارون رسیدی، ترانه رها شُد
شبِ کهنه کوچید، جهان مالِ ما شُد
من از تو شکفتم، من از تو رسیدم
یه دنیای تازه، تو چشم تو دیدم
تو بارون که رفتی، شبم زیرُ رو شُد!
یه بغضِ شکسته رفیقِ گلو شد!
تو بارون که رفتی، دلِ باغ چه پژمرد!
تمامِ وجودم تو آیینه خط خورد!
هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره
دلم غصه داره، دلم بی قراره
نه شب عاشقانه س، نه رؤیا قشنگه
دلم بی تو خونه، دلم بی تو تنگه
یه فانوسِ مُرده تو برقِ چشامه
بدونِ تو حسرت همیشه باهامه
تو بارون که رفتی، شبم زیرُ رو شُد!
یه بغضِ شکسته رفیقِ گلو شد!
تو بارون که رفتی، دلِ باغ چه پژمرد!
تمامِ وجودم تو آیینه خط خورد
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 20:28  توسط مهدی
|
روز برفی
تو چشام اشکي نمونده
تو دلم حرفي ندارم
ديگه وقت رفتنمه
سفر دور و درازه
انتظار روز برفي
تو دلم داغ زده سرما
انتظار آفتاب گرم
تو دلم يخ زده اما
برف و بوران ، ابر و بارون
چيکه چيکه توي ناودون
روز ابري، روز سرما
انتظار روز برفي ...
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 20:26  توسط مهدی
|